تبلیغات
نور شریعت - عبادات از دیدگاه قرآن آیات الاحکام/آیت الله سید نورالدین شریعتمدار جزایری بخش دهم

نور شریعت
 

بـه سـایـت نـور شـریـعـت خـوش آمـدیـد
 

غسلهای واجب دیگر در قرآن

دو غسل دیگر غیر از غسل حیض بر زنها واجب می‌شود غسل استحاضه و غسل نفاس و این دو غسل از توابع غسل حیضند

غسل استحاضه

اما استحاضه خونی است که از رحم زن بیرون می‌آید مثل خون حیض و هرگاه خون حیض نباشد از جهت نداشتن شرایط خون حیض خون استحاضه است

خونی که قبل از بلوغ دختر از رحم بیرون می‌آید یا بعد از پنجاه سالگی در غیر قریشی و بعد از شصت سالگی در قریشی و یا کمتر از سه روز باشد یا بیشتر از ده روز خون استحاضه است.

استحاضه بر سه قسم است قلیله متوسطه کثیره اگر زن با پنبه و پارچه‌ای خود را به بندد و خون از او بیرون آید اگر خون کم باشد که تنها ظاهر پنبه را آلوده کند قلیله است و اگر خون بیشتر باشد و در داخل پنبه نفوذ کند اما به پارچه نرسد متوسطه است و اگر خون از این هم بیشتر باشد و از پنبه عبور کند و به پارچه برسد کثیره است.

وظیفه در قلیله این است که برای هر نمازی چه واجب و چه مستحب وضو بگیرد و بنابر احتیاط واجب آنچه زن به خود بسته عوض کند یا تطهیر کند اگر نجس شده است اما برای سجده سهو و نماز احتیاط و تشهد و سجده فراموش شده که فوری بعد از نماز انجام می‌شود وضو لازم نیست.

وظیفه در متوسطه همان است که در قلیله گفته شد به اضافه غسلی که باید برای نماز صبح بکند که بر کارهایی که قلیله می‌کند اضافه می‌شود.

وظیفه در کثیره همان است که در متوسطه گفته شد به اضافه دو غسل دیگر یک غسل برای نماز ظهر و عصر که بعد از غسل دو نماز را می‌خواند و غسل دیگر برای نماز مغرب و عشا که بعد از غسل دو نماز را می‌خواند و نمی‌تواند با یک غسل بیش از دو نماز بخواند اما نماز نافله نماز واجب را می‌تواند با غسل نماز واجب بخواند اما برای هر نمازی باید وضو بگیرد.

زنی که استحاضه دارد اگر بداند مدت زمانی در وقت پاکی است که می‌تواند هم غسل و هم نمازش را در آن حالت پاکی انجام دهد باید نماز و غسل را در همان زمان قرار دهد و اگر غسل و نمازش را در آن فرصت انجام ندهد نمازش باطل است.

اگر فرصت پاک بودنش در اول وقت بود باید اول وقت نماز بخواند و اگر در این فرصت غسل و نمازش را انجام نداد تا فرصت تمام شد غسل و نمازش را انجام دهد صحیح است اما اگر تاخیر عمدی بوده گناه کرده است.

زمانی که خون از او قطع شد و اعمالی که بر او واجب است انجام داد لازم نیست فوری نماز بخواند مانند حالت عادی است تا آخر وقت می‌تواند نماز را تاخیر کند.

غسلی که باید برای دو نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا انجام دهد و هر دو نماز را پشت سر هم بخواند اگر بعد از نماز ظهر نماز عصر را نخواند و فاصله بسیار میان دو نماز انداخت باید برای نماز عصر دوباره غسل کند و همچنین است در نماز مغرب و عشا که اگر بعد از غسل نماز مغرب را خواند اما نماز عشا را نخواند و تاخیر انداخت باید دوباره برای نماز عشا غسل کند

اگر قلیله متوسطه شد اگر عملی انجام نداده باید اعمال متوسطه را انجام دهد و اگر در اثنای عمل قلیله متوسطه شد باید از اول عمل متوسطه را انجام دهد و اگر بعد از تمام شدن عمل قلیله و شروع در نماز قلیله متوسطه شد نمازش باطل است و باید از اول عمل متوسطه را انجام دهد و نماز را هم اعاده کند.

اگر کثیره متوسطه شد برای نماز ظهر و عصر باید غسل کند اما بعد از نماز ظهر نماز عصرش نیاز به غسل ندارد و می‌تواند نماز عصر را تاخیر کند و برای انجام آن تنها وضو بگیرد.

کثیره بعد از غسل باید نماز بخواند اما انجام دادن مقدمات نماز مانند اذان و اقامه و نافله‌ای که قبل از نماز است و همچنین آماده‌سازی محل نماز و مانند اینها و همچنین انجام دادن مستحبات در نماز اشکال ندارد.

واجب است بر زن مستحاضه برای جلوگیری از آلوده شدن لباسش در نماز پنبه و پارچه‌ای و مانند آن بر خود ببندد و اگر نبست و خون سرایت کرد و لباسش نجس شد نماز را باید اعاده کند.

کثیره اگر بخواهد روزه بگیرد باید غسلهایی که انجام آن در روز واجب است انجام دهد و اگر انجام نداد روزه‌اش باطل است و متوسطه نیز اگر بخواهد روزه بگیرد باید غسل نماز صبح را انجام دهد بنابر احتیاط واجب چنانچه بنابر احتیاط واجب اگر شوهرش بخواهد با او نزدیکی کند باید غسل کند.

داخل شدن در مسجد و خواندن سوره‌های سجده‌دار در حالت استحاضه غسل لازم ندارد اما دست زدن به نوشته قرآن نیاز به غسل دارد و تا غسل نکرده و وضو نگرفته نمی‌تواند به نوشته قرآن دست بزند و احتیاط واجب آن است که فاصله زیادی میان غسل و دست زدن به نوشته قرآن نباشد.

غسل نفاس

خون نفاس خونی است که در حالت زایمان زن‌ها از رحم خارج می‌شود یا همزمان با زایمان یا بعد از آن و ممکن است خون نفاس یک لحظه باشد یا اصلا هیچ نباشد و خون خارج نشود اما اگر خون خارج شد و خون ادامه پیدا کرد تا ده روز نفاس است و زاید بر آن استحاضه است پس خون نفاس از جهت کمی حدی ندارد و ممکن است یک لحظه خون ببیند و همان نفاس باشد اما از جهت زیاد بودن حد دارد و این حد ده روز است و اگر بیشتر از ده روز جریان خون ادامه داشت تا ده روز نفاس است و زاید بر آن استحاضه است.

ده روز که اکثر نفاس است از زمانی حساب می‌شود که زایمان تمام شده است نه از زمان شروع در زایمان هرچند جریان حکم نفاس از زمان شروع در زایمان است نه بعد از زایمان

پاک بودن میان دو نفاس هم حد خاصی مانند پاکی میان دو حیض که ده روز بود ندارد و پاکی میان دو نفاس ممکن است یک لحظه باشد پس اگر زن دو قلو بزاید و میان زایمان هر دو فاصله باشد و با زایمان اول خون خارج شود و بعد از آن پاک گردد و زایمان دوم شروع شود و با آن نیز خون خارج شود هر دو خون نفاس است و لحظه میان دو خون که پاک بوده زمان پاکی است پس لازم نیست میان دو خون نفاس ده روز فاصله باشد.

اگر در زمان زایمان خون نباشد و بعد از آن تا ده روز اگر خون ببیند نفاس است و اگر در اول زایمان خون باشد و قطع شود تا ده روز اگر خون ببیند دو خون و فاصله میانی آنها که پاک بوده همه نفاس است و حکم نفاس جاری است و احتیاط مستحب آن است که در فاصله پاکی هم نماز بخواند و هم چیزهایی که بر حایض حرام است انجام ندهد.

خونی که پیش از زایمان و متصل به آن خارج شود نفاس نیست و اگر بداند خون حیض است و شرایط آن را داشته باشد حیض است و اگر ده روز پیش از زایمان قطع بشود و ده روز پاک باشد آن هم حیض است و اگر روزهای پاکی او کمتر از ده روز باشد و یا خارج شدن خون با زایمان همزمان باشد و نداند حیض است و شرایط حیض را داشته اشد احتیاط واجب آن است که نماز بخواند و چیزهایی که بر حایض حرام است ترک کند.

اگر خون نفاس از ده روز بگذرد و زن عادت وقتیه و عددیه داشته باشد و خون در تمام روزهای عادت باشد مثل این که روز اول عادتش بزاید و خون ببیند و خون از ده روز بگذرد تنها روزهای عادتش نفاس است و زاید بر آن استحاضه است و اگر در اثنای روزهای عادتش در عادت وقتیه بزاید روزهایی را که از عادت خون دیده به مقدار روزهای عادتش نفاس قرار می‌دهد و باقی را استحاضه قرار می‌دهد.

اگر خون از ده روز بگذرد و عادت نداشته باشد چون بار اول است که خون دیده یا عادت را فراموش کرده یا عادت برایش مستقر نشده باشد نفاس او ده روز است و اگر صاحب عادت عددیه باشد به مقدار روزهای عادتش نفاس است و زاید بر آن استحاضه است.

آن چه بر حایض حرام است که پیش از این بیان شد بر زنی که خون نفاس دیده نیز حرام است و مانند حایض روزهایی که روزه نگرفته قضا می‌کند اما نمازهایی که نخوانده قضا ندارد و طلاق او نیز باطل است و چیزهای دیگری که در ارتباط با حایض بیان شد بر او هست و حکم خون حیض و نفاس از جهت احکام شرع یکی است.

غسل میت

واجب است میت مسلمان را سه غسل بدهند اول با آب سدر دوم با آب کافور سوم با آب تنها و هر کدام از این سه غسل مانند غسل جنابت ترتیبی است و اگر با آب قلیل غسل می‌دهند هر عضوی را پیش از غسل اگر در آن نجاست باشد تطهیر کنند.

در غسل میت نیت لازم است و اگر غسل دهنده ولی میت نباشد کسی که غسل می‌دهد باید از ولی میت اجازه بگیرد ولی زوجه زوج است و پس از او پدر و مادر و اولاد میت است و پس از آنها اجداد و برادران و پس از آنها عمو و عمه و دایی و خاله است و اگر میت ورثه نداشت ولی او حاکم شرع است.

ولی بالغ میت بر غیر بالغ مقدم است و مردها بر زنها مقدمند و احتیاط واجب این است که نزدیکان از طرف پدر و مردها بر زنها مقدمند و احتیاط واجب برادران و پس از آنها عمو و عمه و دایی و خاله است و اگر میت ور بر نزدیکان غیر پدری مقدم است و پدر بر اولاد مقدم است.

اگر اجازه گرفتن از ولی ممکن نباشد اجازه از کسی لازم نیست و واجب است که میت را غسل بدهند.

اگر میت وصیت کرده باشد شخص معینی او را غسل دهد از او نیز باید اجازه گرفت هر چند قبول این وصیت بر آن شخص واجب نیست و اگر وصیت کرده باشد شخص معینی او را تجهیز کند تا وصیت کننده زنده است این شخص می‌تواند قبول نکند اما پس از فوت او نمی‌تواند وصیت او را رد کند و برای انجام کارهای میت اجازه از او لازم است نه از ولی

شرایط غسل جنابت که بیان شد در غسل میت باید رعایت شود از پاک بودن آب و مطلق بودن آب و مباح بودن آن و مباح بودن سدر و کافور و فضایی که غسل در آن انجام می‌شود و جایی که آب غسل می‌رود بنابر احتیاط واجب و همچنین محل قرار دادن میت برای غسل که آب غسل بر آن جاری می‌شود که باید مباح باشند

اگر سد و کافور یافت نشود سه غسل با آب خالی می‌دهند و غسل اول را به نیت بدل از غسل با سدر می‌دهند و غسل دوم را به نیت بدل از غسل با کافور می‌دهند.

سدر و کافور که در آب می‌ریزند نباید به مقداری زیاد باشد که آب غسل را مضاف کند که به آن آب نگویند و نه چنان کم باشد که به آن آب کافور و آب سدر نگویند و غسل سوم باید با ابی باشد که آب سدر و کافور به آن نگویند اما اگر مقداری کم سدر یا کافور در آن باشد اشکال ندارد.

اگر غسل دادن میت ممکن نباشد از جهت نبود آب یا متلاشی شدن بدن میت بنابر احتیاط واجب میت را سه تیمم می‌دهند به قصد مافی الذمه و تیمم با دست شخص زنده داده می‌شود نه دست میت و اگر بشود با دست میت هم بدهند بهتر است.

در جایی که میت را از جهت عذری باید تیمم دهند اگر احتمال دهند که عذر برطرف می‌شود و غسل او ممکن می‌گردد باید صبر کنند تا مایوس از رفع عذر و غسل شوند بعد تیمم دهند و اگر تا قبل از دفن عذر برطرف شد و غسل ممکن شد باید او را غسل دهند اما اگر میت دفن شده و نبش قبر و بیرون آوردن میت ضرری بر او وارد کند یا هتک احترام میت باشد غسل لازم نیست و همان تیممی که داده‌اند کافی است.

آنچه بیان شد در ارتباط با تیمم بدل از غسل میت در مورد وجود عذر از غسل باید رعایت شود در جایی که سدر و یا کافور نباشد و میت را باید با اب خالی غسل دهند در این مورد نیز باید تا جایی که احتمال می‌دهند سدر یا کافور پیدا خواهد شد باید صبر کنند و میت را با آب خالی غسل ندهند و تا پیش از دفن باید صبر کنند اگر سدر و کافور یافت شد میت را غسل با سدر و کافور دهند و اگر یافت نشد غسل بدون سدر و کافور دهند.

اگر بدن میت در اثنای غسل یا بعد از غسل نجس شود باید آن را تطهیر کنند مگر این که دفن شده باشد که تطهیر آن لازم نیست اما تا دفن نشده تطهیر واجب است اما اگر بعد از غسل بول یا غایط یا منی از میت خارج شد لازم نیست غسل را اعاده کنند.

غسل میت واجب کفایی است بر تمام آنهایی که از میت با خبر شوند واجب است و اگر کسانی مشغول غسل میت شوند از دیگران ساقط می‌شود و اگر هیچ کس اقدام نکرد همه گناه کرده‌اند و چون غسل میت واجب است پس گرفتن اجرت غسل میت جایز نیست اما چیزهایی که بر کسی واجب نیستند مانند قیمت آب غسل یا شستشوی بدن میت پیش از غسل گرفتن مال در برابر آنها جایز است.

میت مرد را مرد باید غسل دهد و میت زن را زن غسل می‌دهد و کسی که به حد بلوغ نرسیده اگر غسل صحیح را می‌داند می‌تواند غسل بدهد.

مرد می‌تواند دختربچه‌ای را که سنش از سه سال نگذشته است غسل دهد و زن می‌تواند پسربچه‌ای را که سنش از سه سال نگذشته باشد غسل دهد با لباس یا بی لباس و زن می‌تواند شوهر خود را غسل دهد و مرد می‌تواند زن خود را غسل دهد با لباس یا بی لباس

اگر میت بدون غسل دفن شود یا بعضی از غسلها را نداده باشند یا بعضی از غسلها را باطل انجام داده باشند باید نبش قبر کنند و او را از قبر بیرون بیاورند و غسل دهند بعد دفن کنند.

اگر بر میت غسلی در حال زنده بودن واجب شده بوده و میت آن را انجام نداده بوده با غسل میت او ساقط می‌شود پس اگر بر زنی غسل حیض باشد و بمیرد غسل میت جای آن را می‌گیرد.

شهید در جبهه جنگ غسل ندارد اگر جنگ با فرمان امام یا نایب او باشد یا برای حفظ کیان اسلام باشد و در جبهه جنگ از دنیا برود اما اگر در جبهه زخمی شود و پشت جبهه بمیرد غسل او واجب است و هم‌چنین کسی که قتل او واجب است به اجرای حد یا قصاص تا زنده است غسل میت می‌کند و پس از قتل بدون غسل دفن می‌شود.

تکفین میت

واجب است بعد از غسل دادن میت را در سه قطعه پارچه کفن کنند لنگ که میان ناف تا زانو را می‌پوشاند و پیراهن که شانه‌ها را تا نصف ساق پا می‌پوشاند و قطعه سوم قطعه‌ای است که تمام بدن میت را می‌پوشاند که میت را در آن قرار می‌دهند و از بالا و پایین آن را می‌بندند و پارچه‌ها نباید نازک و بدن نما باشند.

در کفن کردن اجازه از ولی میت لازم است مانند غسل که بیان شد و اگر سه قطعه نشد آنچه یافت شود کافی است و قطعه سوم مقدم است اگر یافت شود و بعد از آن لنگ مقدم است.

پارچه کفن نباید ابریشم باشد چه برای میت مرد و چه برای میت زن و پارچه طلاباف نباشد نجس هم نباشد و غصبی هم نباشد و بنابر احتیاط واجب از پوست حیوان نباشد اما از پشم و موی حیوان حلال گوشت مانعی ندارد.

اگر کفن نجس شود تا پیش از دفن باید آن را تطهیر کرد و اگر مقدار نجس شده کم است قیچی کنند

قیمت کفن واجب از مال میت برداشته می‌شود پیش از دادن بدهکاری میت و وصیتهای او و همچنین قیمت سدر و کافور و آب غسل و پولی را که ظالم می‌گیرد برای دفن میت در زمین مباح تمام این هزینه‌ها از اصل مال از ترکه میت برداشته می‌شود

و کفن زوجه بر زوج است خواه زوج بالغ باشد یا نابالغ عاقل باشد یا دیوانه دخول کرده باشد به زوجه یا نه اما با شروطی که بیان می‌شود اول شرط است که زوج مالک قیمت کفن باشد یعنی مالی داشته باشد که قیمت کفن را از آن بردارند دوم اگر مالی دارد حقی مانند رهن به آن تعلق نگرفته باشد سوم زوج از جهت بدهکاری ممنوع از تصرف در مال خود نباشد چهارم مردن زن و شوهر با هم نباشد پنجم زن با وصیت کفنی برای خود تعیین نکرده باشد در جایی که همه این شروط بودند کفن زن بر عهده شوهرش است.

در موردی که زن برای خود کفن معین کرده است اگر شوهر به وصیت عمل نکند قیمت کفن زنش بر عهده اوست و در هر موردی کفن زن بر شوهرش باشد که بیان شد مخارج واجب و لازم دیگر دفن که قبلا بیان شد نیز بر عهده شوهر است.

قیمت کفن واجب و مخارج واجب دیگر از مال میت برداشته می‌شود اما مخارج مستحبی یا قیمت کفن گران باید با اجازه ورثه بالغ باشد و از سهم نابالغ نمی‌توان این هزینه‌ها را برداشت و باید از سهم بالغ و با اجازه او باشد.

غیر از زوجه که قیمت کفن او بر زوج است قیمت کفن دیگری بر دیگری واجب نیست حتی قیمت کفن پدر بر پسر واجب نیست

پیش از کفن کردن میت یا در اثنای کفن کردن واجب است بر هفت عضو میت که در حال سجده بر زمین قرار می‌گیرد از پیشانی و دو کف دست راست و چپ و دو زانو و دو انگشت بزرگ پا را کافور بمالند و مالیدن کافور به اعضای میت باید با کف دست شخص زنده باشد و کافور باید پاک و مباح باشد و سابیده شده و دارای بو باشد.

نماز بر میت و دفن میت در قرآن

{وَ لا تُصَلّ‏ِ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَدًا وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ إِنّهُمْ كَفَرُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ}([1])

خداوند به پیامبر فرمان می‌دهد که هرگز بر مرده هیچ یک از کافران نماز نخوان و در کنار قبرش برای دعا و طلب آمرزش نایست زیرا آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند.

از مفهوم آیه به دست می‌آید که بر پیامبر واجب است بر میت مسلمان نماز بخواند و در کنار قبرش بایستد و برایش دعا کند و نیز از این آیه روشن است که میت قبر دارد و باید دفن شود خواه مومن باشد و خواه منافق و خواه کافر باشد.

واجب است نماز میت بر هر میت مسلمان که شش سال از عمرش گذشته باشد خوانده شود و میتی ناشناس و بی سرپرست که در کشور اسلامی یافت شود مسلمان است و باید بر او نماز بخواند.

کیفیت نماز میت بنابر احتیاط واجب این است که تکبیر بگوید سپس شهادتین را بگوید بعد تکبیر دوم را بگوید و بر پیامبر| صلوات بفرستد بعد تکبیر سوم را بگوید و برای مومنین دعا کند آنگاه تکبیر چهارم را بگوید و برای میت دعا کند و بعد از آن تکبیر پنجم را بگوید و نماز تمام است.

واجب است در نماز میت نیت برای نماز مثل دیگر عبادات و حاضر کردن بدن میت در کنار نمازگزار و نمازگزار رو به قبله باشد و سر میت از طرف راست نمازگزار باشد و پایش در طرف چپ او باشد و میت را به پشت خوابانده باشند و نمازگزار پشت میت قرار گیرد برابر بخشی از بدن میت قرار گیرد مگر در نماز جماعت که صف نمازگزاران طولانی شود و از برابر میت بگذرد که اشکال ندارد و میت دور از نمازگزار نباشد به مقداری که بگویند نمازگزار در نزد میت نیست و دور بودن در نماز جماعت در اثر کثرت افراد جماعت اشکال ندارد.

میان میت و نمازگزار نباید پرده یا دیوار و مانند اینها حایل باشد اما بودن میت در تابوت اشکال ندارد و نمازگزار باید ایستاده باشد مگر این که کسی پیدا نشود که بتواند ایستاده نماز بخواند و توانایی بر ایستادن نباشد که نماز نشسته کافی است.

در نماز میت موالات شرط است در میان تکبیرها و دعایی که بعد از هر تکبیر است یعنی تکبیرها و دعایی که بعد از هر تکبیر است پشت سر هم آورده شود و نباید فاصله زیادی میان تکبیرها و دعایی که بعد از آنهاست باشد.

عورت میت باید پوشیده باشد و نماز بعد از غسل و حنوط و کفن کردن و قبل از دفن باشد و مکانی که نماز در آن برگزار می‌شود باید مباح باشد.

اگر میت وصیت کرده باشد شخص معینی بر او نماز بخواند اگر دیگری بر میت نماز بخواند باید از آن شخص و از ولی میت اجازه بگیرد و اگر وصیت نکرده اجازه از ولی میت لازم است.

در نماز میت حمد و سوره و سلام واجب نیست و طهارت از خبث و طهارت از حدث و پوشیدن عورت و مباح بودن لباس نمازگزار شرط نمی‌باشد و احتیاط واجب این است هر چیزی که صورت نماز را به هم می‌زند مانند سخن گفتن را در نماز میت ترک کنند.

اگر نماز بر میت باطل خوانده شده باشد باید دوباره نماز صحیح خوانده شود و اگر بعد از خواندن نماز شک شود در صحیح بودن و باطل بودن آن باید اعتنا نکرد و بنا بر صحیح بودن بگذارد و اگر در اصل خواندن نماز شک شود که خوانده شده یا نه باید نماز را بر میت بخواند

اگر میت دفن شود و نماز بر او خوانده نشده باشد باید بر قبر او نماز خوانده شود تا زمانی که بدن او متلاشی نشده باشد

اگر چند میت جمع شده باشند می‌توان یک نماز بر تمام آنها خواند همه آنها را کنار هم قرار می‌دهند و نمازگزار در پشت آنها می‌ایستد به طوری که در برابر همه آنها باشد یک نماز به نیت همه می‌خواند و بعد از تکبیر چهارم که دعا برای میت است رعایت ضمیرها را از جمع و مثنی می‌نماید.

جماعت در نماز میت مستحب است و امام جماعت در نماز میت شرایط امام جماعت در نماز یومیه را باید دارا باشد تمام شرایط و موانع نماز جماعت یومیه در نماز جماعت میت باید رعایت شود و نابالغی که نمازش صحیح است می‌تواند نماز بر میت بخواند و می‌شود به نماز او بر میت اکتفا کرد و اگر ولی میت زن باشد می‌تواند خودش برمیت چه مرد باشد و چه زن نماز بخواند و می‌تواند به دیگری اجازه دهد که نماز را بر میت بخواند و آن دیگری مرد باشد یا زن فرق ندارد.

در نماز میت که به جماعت خوانده می‌شود ماموم تمام نماز میت را می‌خواند و چیزی از جمله‌های آن را نخوانده نمی‌گذارد.



([1]) سوره توبه 9 آیه 84.






 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

.: Weblog Themes By Pichak :.


Online User
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات