تبلیغات
نور شریعت - عبادات از دیدگاه قرآن آیات الاحکام/آیت الله سید نورالدین شریعتمدار جزایری بخش پنجم

نور شریعت
 

بـه سـایـت نـور شـریـعـت خـوش آمـدیـد
 



طهارت از حدث در قرآن

پیش از نماز باید طهارت از حدث را به دست آورد یعنی وضو گرفت اگر وضو نیاز بود و یا غسل کرد اگر غسل نیاز بود و بدون وضو و یا غسل که واجب باشند نماز باطل است واجب بودن وضو بر کسی است که سبب وضو برایش پیش آمده از چیزهایی که وضو را باطل می‌کند و واجب بودن غسل برای کسی است که سبب غسل برای او حاصل شده است.

و تعیین وظیفه برای هر کدام از اینها را از دیدگاه قرآن بررسی می‌نماییم اینک آیه‌ای از قرآن در ارتباط با وضو.

وضوء در قرآن

{یا أَیّهَا الّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَیْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطّهّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمّمُوا صَعیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَیْدیكُمْ مِنْهُ ما یُریدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَكُمْ وَ لِیُتِمّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكُمْ لَعَلّكُمْ تَشْكُرُونَ}([1])

ای کسانی که ایمان آورده‌اید هنگامی که به نماز می‌ایستید صورت و دستها را تا آرنج بشویید و سر و پاها را تا مفصل برآمدگی پشت پا مسح کنید.

در این آیه به مؤمنین خطاب شده برای وضو گرفتن چون وضو از غیر مؤمن صحیح نیست یا از جهت این که غیر مؤمن کاری به نماز و وضو ندارد یا از جهت این که نماز خواندن از ایمان است و ایمان به خدا انگیزه‌ای برای نماز است و خداوند مؤمنین را از جهت ایمانی که دارند احترام کرده و مورد خطاب خود قرار داده است و فرموده‌ای مؤمنان هرگاه اراده نماز کردید صورتهای خود را بشویید.

بنابر دلالت این آیه در وضوء چند عضو از اعضای بدن باید شسته شود و چند عضو باید مسح شود بدین قرار؛

1- شستن صورت

اولین واجب در وضو شستن صورت است و در روایات محدوده صورت که باید شسته شود آمده است طول آن از رستنگاه موی سر است تا پایین چانه و عرض آن مقداری از پهنای صورت است که انگشت باز شده ابهام و سبابه آن را فرا می‌گیرد([2]).

و این مقدار از صورت که شستن آن واجب است باید از بالا به پایین شسته شود و اگر کسی آن را عمدا از پایین و به طرف بالا بشوید وضویش باطل است در حقیقت در وضو واجب است از صورت پیشانی و دو جبین راست و چپ و دو چشم و بینی و گونه‌ها و بینی و لبها و چانه شسته شوند.

و در این مقدار کوچک و بزرگ بودن صورت مردم تفاوتی ندارد و همه باید این مقدار از صورت خود را بشویند مو بودن در پیشانی یا مو نبودن در جلوی سر نیز این مقدار را برای هیچکس عوض نمی‌کند پس اگر کسی در پیشانی مو داشته باشد باید این موها را هم با پیشانی بشوید و اگر کسی موهای جلوی سرش ریخته لازم نیست از جایی که موهایش از سرش ریخته بشوید به طوری که مقداری از سر هم شسته شود بلکه از جایی که دیگر مردم متعارف می‌شویند او هم باید بشوید.

چنانچه زیادی در ریش بلند را که خارج از متعارف مردم است واجب نیست بشوید و شستن ریش در حد معمول آن واجب است و اگر موی صورت کوتاه باشد باید مو و پوست صورت را شست و اگر موی صورت بلند باشد تنها ظاهر مو را می‌شوید و شستن باطن آن و شستن پوست صورت لازم نیست چنانچه شستن داخل دهن و بینی واجب نمی‌باشد.

قبل از شستن صورت باید اطمینان داشته باشد چیزی که مانع از رسیدن آب به پوست صورت است نباشد و اگر پیش از وضو گرفتن احتمال دهد چیزی که مانع از رسیدن آب در اعضای وضو هست باید از آن جستجو کند و اگر چیزی دید آن را برطرف نماید.

شستن دستها

دومین و سومین واجب در وضو بر طبق آیه شریفه شستن دست راست و دست چپ از آرنج تا نوک انگشتان از بالا به پایین نه از پایین به بالا چنانچه در روایات آمده است.

و از این آیه هم می‌توان به دست آورد که از بالا به پایین باید شست زیرا آیه در مقام بیان مقداری از دست است که باید شسته شود نه در مقام بیان این که دست را باید از پایین به بالا شست.

زیرا لفظ دست بر چند موضع گفته می‌شود بر گره انگشت دست گفته می‌شود هر گاه گره دست با چاقو بریده شد می‌گویند دستش برید و بر انگشتان گفته می‌شود چنانچه در حد سارق است که باید دستش بریده شود و تنها چهار انگشت او بریده می‌شود و بر کف گفته می‌شود چنانچه در آیه تیمم است که دستها را باید مسح کرد و تنها پشت کف دست مسح می‌شود و به آرنج و به بازو و به کتف هم گفته می‌شود دست.

و چون خدا فرمود در وضو دستان خود را بشویید روشن نیست چه مقدار از دست باید شسته شود برای تعیین مقدار دست که باید شسته شود فرمود تا آرنج یعنی دست در وضو تا آرنج باید شسته شود اما از بالا به پایین را عقل و عرف تعیین می‌کند همانند این که پدر به فرزند خود بگوید دستت را بشوی فرزند نمیداند چه مقدار باید بشوید پدر می‌گوید تا آرنج فرزند خود می‌داند باید از بالا به پایین بشوید عادت یا ارتکاز ذهنی او از بالا به پایین شستن است نه از پایین به بالا شستن و یا مردی به کارگر می‌گوید دیوار را تا ارتفاع یک متر رنگ کن این دلیل نیست که کارگر باید از پایین شروع کند و رو به بالا رنگ کند.

علاوه بر این اهل سنت در کتاب تفسیر الدر المنثور سیوطی در ذیل همین آیه وضو بیش از ده روایت اهل سنت از ابن عباس نقل کرده‌اند که در زمان پیامبر| شستن دست از بالا به پایین بوده و از آرنج آغاز می‌شده ولیکن مردم بعداز پیامبر| آن را تغییر دادند و تبدیل نمودند.

اگر مقداری از دست که در وضو باید شسته شود قطع شده باشد واجب است مقداری که موجود است شسته شود و اگر از پوست دست مقداری برداشته شود باید آنچه نمایان شده شسته شود و همچنین اگر در پوست دست شکاف پیدا گردد در اثر سرما یا چیز دیگر آنچه ظاهر شده باید شسته شود.

آنچه بر محل زخم مانند پوسته‌ای می‌ماند و خشک می‌شود بر داشتن آن لازم نیست و روی آن را می‌شوید.

مسح سر

چهارمین عضو در وضو بر طبق آیه مسح سر است و مسح کردن مقداری از سر کافی است و مسح تمام آن لازم نیست زیرا خدا در این آیه فرمود و امسحوا بروسکم و کلمه باء یا برای تبعیض است یعنی مسح به بعضی از سر و یا به معنای الصاق است یعنی چسبانیدن و روشن است که چسبانیدن مسح به مقداری از سر هم برای تحقق معنای آن کافی است و در روایات از امامان^ همین وارد شده که مسح مقداری از سر کافی است([3]).

و باید جلوی سر را مسح کرد به مقداری که دست به سر برسد و بر آن کشیده شود و بهتر است به عرض سه انگشت و طول یک انگشت باشد اگر موی سر کوتاه است مسح بر مو لازم است و اگر موی سر بلند باشد باید آن را کنار بزند و بر پوست سر مسح نماید و اگر در محل مسح سر چیزی باشد که مانع از رسیدن آب است به سر مانند قیر و مانند آن و یا کلاه و عمامه باید آن مانع را بردارد و بر سر مسح نماید.

مسح سر باید با رطوبت و تری باطن کف دست راست باشد و بهتر این است با رطوبت انگشتان دست باشد و لازم نیست مسح سر از بالا به پایین باشد بلکه اگر از پایین به بالا و یا از راست به چپ یا به عکس آن به هر شکل صورت بگیرد کافی است.

سر نباید در حال مسح تر باشد لیکن اگر رطوبت آن کم است که با دست تر که مسح می‌شود رطوبت دست در آن اثر می‌کند و آن را تر می‌کند اشکال ندارد اگر نمی‌تواند با باطن کف مسح کند با ظاهر یعنی پشت کف دست سر را مسح نماید و اگر با آن هم نمی‌تواند با باطن ساق دست سر را مسح کند.

مسح سر باید با رطوبتی باشد که در کف دست در اثر وضو گرفتن مانده باشد و اگر غیر آب وضو به کف دست برسد آب دیگری برسد نمی‌شود با آن مسح کرد مثل این که بعد از شستن دستها و پیش از مسح آب جدیدی به کف دستش برسد و با آن مسح کند وضویش باطل است.

اگر رطوبت کف دست خشک شده نمی‌تواند آن را با آب جدید تر کند و با آب جدید مسح کند اما می‌تواند کف دست خود را از ابرو و مژه‌ها و ریش خود تر کند و با آن مسح نماید اما اگر ریش از حد معمول بلندتر باشد باید از قسمت بالای آن آب بردارد و از قسمت پایین آن که از حد معمول بیشتر است نباید رطوبت بردارد.

اگر هوا گرم است یا به علت دیگر فوری رطوبت دست خشک می‌شود و نمی‌تواند با رطوبت وضو مسح کند احتیاط واجب این است که با آب جدید مسح کند و تیمم هم بگیرد.

مسح پا

پنجمین و ششمین واجب در وضو مسح پای راست و پای چپ است و به دلالت آیه پا را باید مسح کرد و نباید آن را شست زیرا خداوند در آغاز آیه در جمله‌ای امر به شستن صورت و دستها می‌کند سپس در جمله‌ای دیگر امر به مسح سر می‌کند بعد از مسح سر پاها را آورده پس پاها را باید مسح کرد چنانچه سر را باید مسح کرد در آیه دو جمله آمده یکی در ارتباط با شستن و دیگری در ارتباط با مسح کردن در جمله اول شستن صورت و دستها را بیان کرده است و در جمله دوم مسح کردن سر و پاها را پس همان‌طور که در جمله اول صورت و دستها را باید شست چون با هم بیان شده‌اند پس در جمله دوم که مسح سر و پاها با هم آمده نیز باید پا را مسح کرد چنانچه سر را باید مسح نمود.

و به تعبیر علمی ارجلکم یا عطف است بر روسکم و مجرور است بنابراین روشن است که پاها را باید مسح کرد و معنای آیه این است سر و پاها را مسح کنید و اگر ارجلکم مفتوح باشد باز هم عطف است بر روسکم در محل و معنا همان می‌شود.

مسح پاها از جهت طول از نوک انگشتان پا تا برآمدگی بالای پشت پا کشیده می‌شود و بهتر است تا مفصل پا ادامه داشته باشد و از جهت عرض به مقدار یک انگشت کافی است و احتیاط واجب این است که پای راست را با دست راست و پای چپ را با دست چپ مسح شود و باید مسح با رطوبت کف دست از آب وضو باشد و مسح بر پوست پا باشد و مانعی از رسیدن آب به پوست نباشد و اگر موی روی پا کم و خفیف باشد مسح بر مو و پوست پا واقع می‌شود و اگر موی آن زیاد باشد باید مو را کنار زد و مسح باید بر پوست پا واقع شود و لازم نیست از سر انگشتان شروع کند بلکه می‌تواند از برآمدگی پا شروع کند و به انگشت پا ختم کند و اگر رطوبت کف دست خشک شد می‌تواند از رطوبت ابرو و مژه و ریش خود کمک بگیرد.

وضوی جبیره در قرآن

اگر یکی از اعضای وضو شکسته و آن را برای درمان گچ و مانند آن گرفته باشند و یا در یکی از اعضای وضو زخمی باشد که آن را بسته‌اند و نباید باز شود و یا زخم بسته نشده و آب برای محل شکستگی و زخم در عضو و مانند آن زیان دارد می‌توان آن عضو را نشوید و به جای شستن آن را با دست مسح نماید و خود را به زحمت و مشقت درد آن محل نیندازد زیرا در ذیل آیه وضوء آمده است {ما یُریدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَرَجٍ}([4])

خداوند نخواسته برای شما سختی و مشقت قرار دهد و در آیه‌ای دیگر فرمود

{یُریدُ اللّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِكُمُ الْعُسْرَ}([5])

خداوند آسانی را از شما خواسته است و سختی و مشقت را از شما نخواسته است.

از این آیات و آیات دیگر در برداشته شدن سختی در دین و آسان بودن شریعت به دست می‌آید که چون شستن محل شکسته شده و یا زخم مؤمن را در تحمل سختی درد قرار می‌دهد خداوند شستن را برداشته و به جای آن مسح را که یکی از افعال وضوء است قرار داده است.

زخم و دمل که روی آن باید بسته باشد نیز لازم نیست آن را باز کنند و مسح کردن روی آن کافی است و اگر زخم یا دمل باز باشد و آب برایش ضرر داشته باشد اطراف آن را که آب برایش ضرر ندارد می‌شوید و بهتر است پارچه‌ای روی زخم بگذارد و بر آن مسح کند.

آنچه بر زخم مانند پوسته می‌ماند حکم جبیره را دارد و می‌توان روی آن را مسح کرد اگر آب برای آن ضرر داشته باشد و اگر آب برای آن ضرر ندارد روی آن را می‌شوید و کندن آن لازم نیست.

و اگر چیزی مانند چسب و قیر به محل وضو بچسبد و جدا کردن آن آسان نباشد مانند جبیره است که روی آن را می‌شوید و لازم نیست با تیغ و چاقو آن را بردارد.

اگر تمام اعضای وضوء بسته شده باشد و یا اکثر آنها بسته شده باشد و یا پارچه روی زخم و یا گچ نجس باشد و پارچه پاک پیدا نشود که روی زخم بیندازد و روی آن مسح کند احتیاط واجب آن است که وضوی جبیره بگیرد و تیمم نیز بنماید لیکن در مورد نجس بودن جبیره اگر بتواند پارچه‌ای پاک بر آن بگذارد و بر پارچه پاک مسح کند و نیازی به تیمم نیست.

بر ظاهر جبیره که مسح می‌کند باید پاک باشد اما زیر آن اگر نجس باشد اشکال ندارد و همچنین جبیره یعنی چیزی که روی زخم و شکستگی است مانند گچ و پارچه روی آن باید مباح باشد و غصبی نباشد.

وضوی با جبیره که با مسح گرفته می‌شود مانند وضوی شخص سالم است و می‌شود هر کاری که نیاز به وضوء دارد از نماز و طواف با آن انجام داد و اگر تیمم بدل از غسل جنابت جبیره‌ای باشد می‌تواند بعد از تیمم وارد مسجد شود و در مسجد بماند و هر کاری که نیاز به غسل داشته باشد می‌تواند با آن انجام بدهد.

واجبات و شرایط وضوء در قرآن

از آیه وضوء واجبات و شرایط وضوء علاوه بر شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها که بیان شد واجباتی دیگر روشن می‌شود

1- نیت

نیت از آیه روشن است زیرا فرمود هرگاه برای نماز برخاستید پس وضوء برای نماز و به قصد نماز باید گرفته شود و این همان نیت است اضافه بر این در قرآن آمده است {إِنّا أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقّ‏ِ فَاعْبُدِ اللّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ}([6])

ما کتاب را به حق بر تو فرستادیم پس عبادت خدا با اخلاص بنما که دین از آن خداست.

عبادت خدا باید برای خدا آورده شود با اخلاص و نیت در عبادت باید خالص باشد برای خدا و وضو عبادت است پس باید در آن نیت داشت و نیت را برای خدا خالص کرد و در آیه دیگر فرمود:

{وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقیمُوا الصّلاةَ وَ یُؤْتُوا الزّكاةَ وَ ذلِكَ دینُ الْقَیِّمَةِ}([7])

و امر نشدند مگر این که خدا را با اخلاص عبادت کنند و از شرک دست بکشند و خداپرست شوند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند و این است دین مستقیم و استوار.

پس اخلاص در عبادت لازم است و وضو یکی از عبادت است و در نیت وضو اخلاص شرط است یعنی برای امر خدا وضو گرفتن و قصد ریا نکردن و ریا این است که وضو را برای غیر خدا بگیرد که قصد ریا به هر شکل باشد وضو را باطل می‌کند اما اگر غیر از ریا غرض دیگر دنیایی داشت مثل این که قصدش وضو باشد و شستن صورت یا خنک شدن هم در نظرش باشد وضو صحیح است.

در نیت شرط نیست که قصد واجب یا مستحب کند بلکه وضو را که به قصد قربت بجا آورد صحیح است پس اگر در وقت نماز واجب قصد نکند وضوی واجب را برای نماز بلکه قصد کند وضوی قربت را وضویش صحیح است و می‌تواند با آن نماز بخواند.

نیت از اول وضو لازم است باشد و تا آخر وضو ادامه داشته باشد یعنی در اثنای آن اگر قصد کند قطع آن را وضو باطل می‌شود.

2- ترتیب در افعال وضو از آیه فهمیده می‌شود که باید در افعال وضو ترتیب باشد زیرا امر کرده اول به شستن صورت بعد شستن دستها سپس مسح سر و پاها و این همان ترتیب است است که بر خلاف این ترتیب نباید انجام داد و اگر کسی عمد این ترتیب را رعایت نکند وضویش باطل است و احتیاط واجب آن است که بر خلاف این ترتیب نباید انجام داد و اگر کسی عمداً این ترتیب را رعایت نکند وضویش باطل است و احتیاط واجب آن است که در مسح پا اول پای راست مسح کند بعد پای چپ را مسح کند و مسح پای راست با دست راست باشد و مسح دست چپ با دست چپ باشد.

اگر عمداً ترتیب را رعایت نکند وضویش باطل است و اگر سهواً رعایت نکند از جایی که ترتیب رعایت نشده اعاده می‌کند تا ترتیب حاصل شود و وضویش صحیح است اگر موالات فوت نشده باشد و اگر موالات را از دست داد وضویش باطل است.

و فوت موالات به این است که فاصله میان افعال وضو به قدری طولانی شود که حالت وضو از بین برود یا در حالت عادی هوا از گرما و سرما به مقداری در انجام کارهای وضو تاخیر بیندازد که وقتی عضوی از اعضای وضو را بخواهد بشوید عضو قبلی را که شسته خشک شود که اگر تاخیر نمی‌انداخت عضو قبلی خشک نمی‌شد.

3- موالات یعنی پی در پی انجام دادن افعال وضوء که از آیه فهمیده می‌شود پس از شستن صورت فورا و بدون تأخیر عرفی باید دستها را شست سپس مسح سر و پا و این همان موالاتی است که در وضوء واجب است بدین معنا که در حال متعارف و هوای متعارف زمانی که به عضوی از وضو مشغول است عضو سابق بر آن در اثر تأخیر در وضو گرفتن خشک نشود اما اگر هوا گرم است یا بدن گرم است و آب وضو زود خشک می‌شود اشکال ندارد.

4- مسح در وضوء به رطوبت آب وضوء باید باشد زیرا با رعایت موالات در افعال آن نمی‌توان از آب جدید استفاده کرد و باید از همان رطوبتی که در کف دست هست مسح کرد.

5- پاک بودن آب وضوء زیرا در آیه است لیطهرکم خداوند می‌خواهد شما را پاک کند پس مطلوب در وضوء پاک شدن است پس آب وضویی که پاک کننده است باید پاک باشد تا بتواند روح وضو گیرنده را پاک کند.

6- مطلق بودن آب وضوء چون در آیه است خداوند آب را فرستاد تا شما را پاک کند و مطلوب در وضوء پاک شدن است پس آب وضوء باید مطلق باشد تا بتواند پاک کننده باشد اما مضاف مانند آب انار و آب انگور و مانند اینها آب نیستند تا با آنها وضو گرفت پس نمی‌توان با مضاف و مایعی که آب نباشد وضو گرفت.

7- مباح بودن آب وضوء و مکان وضو و ظرف آب وضو اگر وضوء ارتماسی باشد و بنابر احتیاط واجب مباح باشد اگر از آن آب بردارد و فضایی که افعال وضوء در آن واقع می‌شود باید مباح باشد و محل ریزش آب وضو همه باید مباح باشند و غصبی نباشند زیرا وضویی که برای نماز گرفته می‌شود عبادت است و عبادت با غصب انجام نمی‌گیرد.

8- پاک بودن اعضای وضو پیش از شستن آنها در وضو زیرا اگر نجس باشند و آب را نجس کنند وضوء باطل است.

9- مانعی از استعمال آب نباشد که در تیمم خواهیم گفت زیرا در آیه است که اگر آب نبود باید تیمم گرفت پس هر چیزی که سبب شود انسان نتواند در آن حال وضو بگیرد وظیفه تیمم است نه وضو.

10- ظرف آبی که انسان با آب آن وضو می‌گیرد از طلا و نقره نباشد اگر وضوی او ارتماسی باشد و بنابر احتیاط واجب از طلا یا نقره نباشد اگر از آن آب برمی‌دارد دارد و وضو می‌گیرد.

11- مباشرت در وضو یعنی کسی که سالم است خود باید وضویش را بگیرد و از کسی کمک نگیرد مگر این که خود نتواند وضو بگیرد که می‌تواند به مقداری که نمی‌تواند کمک بگیرد و نیت وضو را خودش می‌کند نه کسی که او را وضو می‌دهد و بهتر است که او هم نیت بکند.

دلیل بر این شرط آیه قرآن است که فرمود فاغسلوا و امسحوا یعنی بشویید و مسح کنید یعنی خودتان باید بشویید و خودتان باید مسح کنید نه دیگری و اگر دیگری بشوید یا مسح کند بر خلاف امر خداست و باطل است مگر این که خود نتواند که جایز است از دیگری کمک بگیرد.

اگر با آب مضاف وضو بگیرد یا با آب نجس وضوی او باطل است چه بداند و عمدی باشد یا نداند و عمدی نباشد و نیز اگر مانع از رسیدن آب به اعضای وضو باشد و وضو بگیرد وضویش باطل است و اگر فراموش کرد مضاف بودن آب را و با آن وضو گرفت یا فراموش کرد نجس بودن آب را و با آن وضو گرفت یا فراموش کرد که مانع از آب در بدن دارد و وضو گرفت وضویش باطل است اما اگر آب غصبی باشد یا مکانی که در آن وضو گرفته غصبی باشد و یا جایی که آب وضو می‌ریزد غصبی باشد وضو باطل است اگر بداند و عمداً وضو بگیرد.

اما اگر نداند غصبی است یا اگر می‌دانسته غصبی است اما فراموش کرده غصب بودن را و وضو بگیرد وضو صحیح است حتی اگر در اثنای وضو توجه به غصب پیدا کرد آنچه از افعال وضو گرفته صحیح است و برای کاری که از وضو مانده باید غصبی نباشد و مباح بودن آن را به دست بیاورد مگر این که تنها مسح سر و پا مانده باشد که می‌تواند با رطوبتی که در کف دست او مانده مسح نماید.

آنچه برای وضو مباح باید باشد اگر از دیگری است لازم است برای تصرف در آن اجازه از مالک آن چیز بگیرد و یا بداند مالک راضی است و اگر شک در رضایت مالک داشته باشد وضو گرفتن در آن جایز نیست هر چند بنا داشته باشد بعد از وضو او را راضی کند.

وضو گرفتن از نهرهای بزرگ چه قنات باشد یا کانال از رودخانه باشد یا نهرهای بزرگ شخصی باشد جایز است هر چند نداند مالک آن راضی است و یا در مالکان آن صغیر یا دیوانه باشد و نیز تصرفات دیگر جایز است و همچنین نماز خواندن در بیابان و زمینهای بزرگ که دیوار ندارد جایز است مگر این که مالک آب و زمین صریحا منع کند که وضو و نماز جایز نیست.

وضو گرفتن از آب مدرسه و مکان‌های عمومی تنها برای اهالی آنها جایز است و دیگری که از آنها نیست نمی‌تواند وضو بگیرد مگر این که اجازه داده باشند و اگر ببیند همه از آنجا وضو می‌گیرند برای او نیز جایز است زیرا اگر منعی بود اعلام می‌شد و وضو گرفتن مردم دلیل بر جایز بودن وضو باشد.







 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

.: Weblog Themes By Pichak :.


Online User
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات