تبلیغات
نور شریعت - زندگینامه آیت الله سیدنورالدین شریعتمدار جزائری (2)

نور شریعت
 

بـه سـایـت نـور شـریـعـت خـوش آمـدیـد
 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 آذر 1391 توسط محمدرضا قاسمی


سید نورالدین شریعتمدار جزائری

http://yosefi110.persiangig.com/image/Photo-0097.jpg/thumb

مصاحبه با آیه الله شریعتمدار جزایری در زمینه تجارب شخصی و نکات اخلاقی درسال1381

فرزندان:

از لطف الهی دارای 4 پسر و یک دختر، که 3 پسر در رشته تحصیل علوم حوزوی وارد شدند و یکی هم که در رشته علوم دانشگاهی وارد شد دکترو مهندس  شد وعضوهیات علمی دانشکاه است همه مشغول کار هستند و این هم یکی از نعمتهای الهی بر من است.



=================================================

سید نورالدین شریعتمدار جزائری

http://yosefi110.persiangig.com/image/Photo-0097.jpg/thumb


مصاحبه با آیه الله شریعتمدار جزایری در زمینه تجارب شخصی و نکات اخلاقی درسال1381


فرزندان:

از لطف الهی دارای 4 پسر و یک دختر، که 3 پسر در رشته تحصیل علوم حوزوی وارد شدند و یکی هم که در رشته علوم دانشگاهی وارد شد دکترو مهندس  شد وعضوهیات علمی دانشکاه است همه مشغول کار هستند و این هم یکی از نعمتهای الهی بر من است.

در مورد سید نعمت الله جزایری:

از نظر نسب اینجانب با هفت واسطه به مرحوم علامه سید نعمت الله جزایری می رسم که ایشان  از علمای قرن دوازدهم بوده که فوت ایشان در سال 1112 قمری است. اصالت ایشان از جزایری که میان بصره و آبادان است که سید در «صباغیه» یکی از این جزایر ساکن بودند و پدرش هم اهل علم بوده، از صباغیه مشغول تحصیل می شوند و مقدمات را در آنجا تمام می کنند. بعد از آنجا به جای دیگری در همان اطراف که جزیره بزرگتری بود مشغول تحصیل می شوند تا اینکه تحصیلات خود را تکمیل می کنند و خودش و برادرش به شیراز منتقل می شوند و تحصیلات خود را تکمیل می کنند و در مدرسه منصوریه مشغول می شوند و حجره ایشان هم هنوز در مدرسه منصوریه معلوم و مشهور است و من شیراز که رفتم حجره سید را زیارت کردم.

بعد سید منتقل می شوند به اصفهان، و در زمان مرحوم علامه مجلسی است و یکی از کمک  دهندگان در نوشتن بحارالانوار به مجلسی و دیگر کتب ، ایشان هستند و خیلی به مجلسی نزدیک می شوند و مرحوم مجلسی هم اجازاتی به سید داده که در این اجازه خیلی از سید تعریف کرده و ایشان در بعضی اجازات نوشته است که آنچه من استفاده بردم از این سید بیش از آن چیزی بود که او از من استفاده برد.

اجمالاً سید کتب بسیاری را به یادگار گذاشتند 53 عنوان کتاب آنچه من دیدم از سید هست و اینکه هر عنوان ممکن است چند جلد باشد مثل انوارالنعمانیه که در 4 جلد به چاپ رسیده و قصص الانبیاء، زهرالربیع و دیگر کتبی که از ایشان به یادگار مانده مثل شرح تهذیب، شرح استبصار که البته متأسفانه اکثریت کتابهای سید به چاپ نرسیده است و خلاصه سید عالمی بود کم نظیر که در تمام علوم تبحر داشته و در هر علمی و در هر فنی، آنچه من خودم تجربه کردم علم اصول، علم فقه، علم کلام حتی حکمت و فلسفه که به مرام سید خیلی جور نمی آمده، تبحر داشته و از ایشان، دیگران نقل کردند به عنوان استشهاد، جامع منقول و معقول و جامع علوم و فنون متعدد از نظر علمی بودند و بعد در زمان مجلسی منتقل می شوند به شوشتر که شوشتر در آن زمان مرکز خوزستان و شهر مهم آن بوده و مشغول تبلیغ در شوشتر می شوند و خدمات بسیار بزرگی را در تبلیغ دین می‌نمایند که از آن جمله از آثار پر برکت سید که هنوز در شوشتر هست مدرسه علمیه ایست که سید آنرا تأسیس کرده و به اسم ایشان الان در شوشتر فعال است.

بعد در سفری که ایشان به مشهد مشرف می شوند در برگشت از مشهد وقتی به نزدیکی جایدر که امروز به پلدختر موسوم است می رسند مریض می شوند و وصیت می کنند که هر کجا من از دنیا رفتم در همانجا دفن کنید و جنازه مرا به جائی منتقل نکنید. همانجائی که فوت می کند دفن می کنند و الان که پلدختر توسعه پیدا کرده مقبره سید هم به این شهر متصل شده و در آنجا به عنوان امامزاده ایست که محل زیارت عموم مردم است و قبرهای اموات و گلزار شهدای پلدختر در کنار قبر سید است و بسیاری از اهالی آن کرامات بسیار بزرگی را هم از قبر سید دیدند که نقل می کنند.

 

در مورد حضرت آیت الله آل طیب:

مرحوم آیت الله آل طیب (ره) عالمی کم نظیر بودند که هم در تدریس، و هم در بحث، و هم از نظر اخلاق و صفات.

آنچه من بعد از لطف خدا دارم از اساتید خود می دانم و حق آنها را بر خود لازم می دانم و تا آنجائیکه امکان دارد برای شناسایی این اساتید تلاش کردم مثلاً برای شناساندن مرحوم آیت الله فانی اصفهانی مقاله ای نوشتم که در کتابی که از طرف آستان حضرت معصومه (س) بنام ستارگان حرم چاپ و منتشر شد. یک مقاله هم در مورد آیت الله مروج نوشتم که از اساتید ما بودند که برای شناسایی ایشان و البته ادای وظیفه که بنده نسبت به حقوق بزرگ ایشان دارم نوشتم که در جلد دیگری از ستارگان حرم چاپ شد.

البته بعد از فوت مرحوم آیت الله آل طیب خودم در فکر بودم که در ارتباط با ایشان چیزی بنویسیم بعد هم از طرف برخی از بیت ایشان این قضیه از بنده تقاضا شد که بنده آنچه را که خودم خاطره شخصی از ایشان دارم و بعضی از نوارها که با ایشان مصاحبه شده بود با برخی از شاگردان ایشان، و همچنین برخی از نوشته های ایشان را آوردند و پیشنهاد شد که در مورد ایشان کتابی نوشته شود و من با اینکه اشتغالات زیادی داشتم و کمتر در مورد شخصیتها و نقل زندگی اشخاصی در مقاله های خود می پردازم اما بخاطر ادای حق اساتید که دارم این کار را قبول کردم و حدود یکصد و هفتاد صفحه در بخشهای متعددی، ابعاد مختلف زندگی مرحوم آیت الله آل طیب را نوشتم که از جمله نسبت به مرحوم سید نعمت الله جزایری در مقدمه دو صفحه ای آوردم و همچنین نسبت به حالات پدربزرگوار ایشان مرحوم سیدمحمدحسین آل طیب حالات ایشان را هم مختصراً نقل کردم، بهر حال حدود یکصد و هفتاد صفحه در ابعاد مختلف زندگی، اخلاقی، علمی از ایشان که خودم سراغ داشتم و از جاهای دیگر استفاده کرده بودم ثبت کردم ولی متأسفانه مشاهده کردم که از شدت و حرارت پیشنهاد اولیه کاسته شد و به سردی گرائید. بعد من هم بخاطر اشتغالاتی که داشتم کار را کنار گذاشتم قضیه تا مدتی پیش همینطور ماند تا اینکه دو سه روز پیش از شوشتر زنگ زدند و وقتی قضیه را شنیدند چون مثل اینکه اخیراً برای تقدیر و تشکر از حضرت آیت الله آل طیب حرکاتی صورت گرفته و سالگردی در آنجا گرفته شده، از طرف برخی منسوبین ایشان یا مؤمنین شوشتر در فکر تقدیر از ایشان بر آمدند و کارهائی انجام داده اند که از جمله نوشتار بنده است و اینها با بنده تماس گرفته‌اند و گفتند که حاضرند چاپ کنند و اگر نیاز به تکمیل هست انجام بدهم و آنها آمادگی خود را برای چاپ این کتاب اظهار کردند من هم گفتم انشاءالله  تا شاید قدمی در جهت شناسایی این عالم بزرگ برداشته شود.//بعدمقاله ای دربیان شخصیت این استادبزرکوارنوشتم ودرمجله مسجدمنتشرشد//.

ایشان از نظر علمی شخص بسیاری بحاث بودند هر وقت مطالب دیگر علماء را ملاحظه می کردند نقد بر آنها وارد می کردند در بسیاری از مطالب نقد و اشکال و اعتراض داشتند حتی گاهی خیلی این اشکالات در نظرشان جلوه می کرد و مکاتبه می کردند نجف و قم با برخی از علماء یا وقتی در سفرهایی که در قم و مشهد و اراک و تهران می آمدند و من گاهی در خدمت ایشان بودم می دیدم هر یک از علماء قم و مراجعی که در قم و جاهای دیگر خدمتشان می رسیدند ایشان را  شخص عالم، بزرگوار، مبرز، و بحاث می دیدند که از محضر ایشان استفاده های بسیار می بردند.

از نظر اخلاقی هم ایشان عالمی فروتن و بزرگوار بودند که ما بسیاری از اخلاقیات را در درس از ایشان یاد گرفتیم. یکی از خصوصیات ایشان در تدریس این بود که بسیار به شاگردان اهمیت می دادند و اگر گاهی بعضی از شاگردان به ایشان به عنوان اعتراض و اشکال در مبحث مطلبی را بیان می کردند ساکت می ماندند کاملاً به حرف آن شاگرد گوش می دادند و اگر گاهی متوجه می شدند که حق به جانب شاگرد است فوری حق را به او می دادند گاهی می شد روز بعد که در درس می آمدند می گفتند فلانی من صحبتی را که شما دیروز کردید در باره آن فکر کردم دیدم حق به جانب شماست یعنی با اینکه ایشان استاد بزرگوار بودند اما برای پروراندن ذهن شاگردان ، خود را در سطح آنها قرار می دادند و نقد و اعتراض آنها را می پذیرفتند.

مطالعه:

ما بحمدالله با توفیق الهی اکثریت وقتمان را در مطالعه و نوشتن صرف می کردیم و اخیراً هم نه تنها کمتر نشده بلکه بیشتر هم شده. همانطوریکه راجع به نوشتن کتابها عرض شد کتب فقهی و اصولی و کتابهای دیگری که البته فارسی و عربی در زمینه های مختلف دیگر دارم مخصوصاً فقهی و اصولی، چون هدفمند بود تقریباً اکثریت وقتم صرف نوشتن می شد یعنی صبح تا قبل از ظهر تدریس داشتم بعد که منزل می آمدم نهاری صرف می شد و نمازی می خواندم و مشغول نوشتن می شدم تا عصر، بعد هم یک ساعتی درس داشتیم که می رفتیم و شرکت می کردیم بعد نماز مغرب و عشاء و فوری بعد از نماز می آمدم و مشغول نوشتن می شدم تا وقت خواب و گاهی هم نیمه های شب بعضی از مطالب به ذهنم می رسید که احیاناً برایم حل نشده بود همانطوریکه خوابیده بودم و حل آنها به نظرم می رسید بلند می شدم و می نوشتم.

اخیراً هم گر چه مرحله فقه و اصول تمام شده اما تدریس هست و مطالعه برای تدریس و نوشتن مقالات مختلفی که اکثراً از جاهائی مثل همایش ها و کنگره ها که احیاناً برگزار می شود درخواست می دهند و همچنین نوشتن جزوه های درسی و حضور در مرکز دایره المعارف فقه اسلامی، بعد هم به منزل می آئیم و یک ساعتی استراحت می کنیم بعد از ظهر هم در ایام تحصیل تدریس هست و در ایامی هم که تحصیل نباشد نوشتن مقالات و مطالبی که پیشنهاد می شود یا طرح سوالات برای بعضی موسسات برای امتحان مثل دانشگاه یا برخی سوالات فقهی و اصولی و معارف کنکور بعضی دانشگاهها در همان رشته ای که خودم تدریس می کنم.

زیارت حضرت معصومه (س):

اما نعمت جوار و همسایگی با حضرت معصومه (س) که یکی از نعمتهای بزرگ خدا بر من است که پس آنکه از نعمت جوار امیرالمؤمنین علی (ع) محروم شدیم جوار حضرت معصومه (س) است که واقعاً یکی از نعمتهای بسیار بزرگ خداوند است که به ایران عنایت فرموده. این امامزاده بزرگوار که مانند او کمتر یافت می شود و شاید بتوان گفت بی نظیر است حضرت معصومه (س)، چون سه امام امام صادق (ع)، امام هشتم و هم امام نهم در باره فضیلت زیارت این بانوی بزرگ تقریباً یک مضمون تعریف و ترغیب کرده اند مردم را که فرموده اند کسی که او را زیارت کند خداوند بهشت را بر او واجب می کند.

اما یکی از کرامتهایی که خودم شخصاً از حضرت معصومه (س) دیدم و مقصود بیان عظمت حضرت معصومه(س) است نه اینکه چیزی در خود بنده باشد این است که ما یک وقتی در چهار و پنج سال پیش که در منزل بنائی داشتیم یک وقتی پولمان تمام شد. روز وفات امام صادق (ع) بود که روضه هم شرکت کرده بودم بعد از روضه تقریباً ساعت یاز ده صبح بود که برمی گشتم. از کنار حرم حضرت معصومه (س) داشتم رد می‌شدم ناگهان به این فکر افتادم که ما در خانه بنائی داریم و متأسفانه برای تأمین مخارج بنائی پول نیست بعد یک مرتبه این مطالب به ذهنم خطور کرد گفتم بروم از عمه ام حضرت معصومه (س) پول بگیرم خلاصه به این نیت ما وارد صحن مطهر حضرت معصومه شدیم وقتی وارد حرم مطهر شدم فکر کردم وضو ندارم گفتم وضو بگیرم بعد وارد حرم شوم. آمدم به طرف حوضی که در وسط صحن آئینه صحن بزرگ حضرت معصومه (س) که محل وضو گرفتن است آنجا گفتم وضو بگیرم بعد به حرم مشرف شوم وقتی عبا و جورابها را در آوردم و کنار گذاشتم و آستینها را بالا زدم و نشستم برای وضو گرفتن دیدم کسی دست بر روی شانه ام گذاشت برگشتم نگاه کردم دیدم یکی از مؤمنین است. البته از دوستان بود، بلند شدم و با هم سلام علیک کردیم، بعد گفت که حاج آقا شنیدم که شما بنائی دارید. گفتم بله گفت که شما پنجاه هزار تومان پیش من پول دارید خلاصه پیش من هست و به شما می دهم خواست خداحافظی کند و برود دستش را گرفتم و گفتم که تو می‌ دانی  چه کسی تو را فرستاده. گفتم که تو را حضرت معصومه (س) فرستاد. بعد اشاره کردم به حرم حضرت معصومه (س) گفتم به خود حضرت معصومه که خودش می داند  من وارد نشدم مگر برای گرفتن پول و هنوز وارد حرم مطهر نشده بودم که این قضیه اتفاق افتاد و این قضیه ای بود از همان شخص که پیش از آن سابقه نداشت و بعدش هم لاحقه نداشت و من این مطلب را از کرامات و توجه حضرت معصومه (س) می‌دانم که البته مقامات آن بی بی بزرگ از اینها هم بالاتر است.

استفاده از وقت:

وقتی انسان ارزش کاری را که انجام می دهد مورد توجه قرار دهد یعنی باید قبل از آنکه وقتش را صرف کاری کند پی به ارزش آن کار ببرد خواه مطالعه یا کار شخصی باشد بالاخره هر کاری انسان بخواهد انجام دهد و وقتش را در آن صرف کند قدم اول این است که ارزش آن کار را بدست بیاورد مثلاً اگر می خواهد مطالعه کند باید بداند که مطالعه چقدر در زندگی او مؤثر است و اگر می خواهد ورزش کند باید پی به ارزش ورزش ببرد تا وقتش را در آن صرف کند پس قدم اول اینکه باید به ارزش کارها پی برد بعد برای انجام کار حرکت کرد و قدم دوم پس از آنکه ارزش کار و هدف را تشخیص داد باید انجام آن کار دارای هدف و غرضی باشد مثلاً برای رسیدن به آن ارزش کاری را در نظر بگیرد که از اول تا آخر انجام دهد مثلاً فرض کنید مطالعه، اگر انسان بخواهد مطالعه کند اگر همینطور کتابی بیاورد جائی از آنرا باز کند و مطالعه کند چنین مطالعه ای بدرد نمی خورد و به جائی نمی رسد اما اگر بخواهد مطالعه موثر باشد باید قصد کند فلان کتاب را از اول تا آخر بخواند وقتی این کار را انجام داد این مطالعه هدفمند است و پی به ارزش آن خواهد برد.

با تشکر از شما برای ترتیب دادن چنین مصاحبه ای . و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.








 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

.: Weblog Themes By Pichak :.


Online User
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات